من محمد هستم17 سالمه و توی تهران زندگی میکنم..از آهنگ های آرام و غمگین خوشم میاد...وو..آهنگهای متال و راک هم گوش میکنم . خواننده هایی مثل dido یا گروه anathema و اوانسنس روو هم دوست دارم .
امیدوارم از وبلاگ من خوشت بیاد و با نظرت منو خوشحال کنییییییییی.!
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 19:14 توسط محمد
|
دور از یار
دور از تو من تنهای تنها ...
کمی تحمل کن
ببین قطره های باران
وقتی از هم جدا میشوند
چه زود میمیرند
شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم
بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم
m.gh................tanha
م.ق.....................تنها
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:52 توسط محمد
|
دلم گرفته
امشب نمی دانم
چرااین چنین گنگ و مبهوتم نمی دانم در این خلوت چرا بیهوده سردر گریبانم نمی دانم که آیا فرصتی دارم برای زندگی کردن برای عشق ورزیدن مجالی یا فرصتی دارم که بار دیگر تورا در آغوش بفشارم از لبت دزدانه بوسه بر گیرم وبا چشمان زیبایت که زیبایی هفت آسمان در آن نهفته دوباره رازدل را باز گویم سخنها باز گویم از دل شوریده ام از دل سرگشته وپریشانم نمی دانم نمی دانم نمی دانم
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:55 توسط محمد
|
بعد از یک هفته..
سلام
حالتون خوبه؟؟ ببخشيد كه ۱۰ روز نبودم.....راستش روو بخاين رفتم شمال...لب دريا.........جاتون خالي بوود بچه ها....
از همه ي شما كه نظر دادين ممنونم ووووووووووووووووووووووو دمتون گرم...مرسي
دلم خيلي براتون تنگ شده بووود....سعي كردم يه كافي نت گير بيارم ولي اصلان كافي نتي نبود...
حالا دوباره اومدموووو پيشتونم
هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه ...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 10:56 توسط محمد
|
یه پست خنده دار
ميدوني سردره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته لولو تهويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم.
اگه بنزين كوپني شده زياد ناراحت نيستم چون از اين به بعد قدر تو را بيشتر ميدونم و حد اقل براي رفتن به مزرعه سوار تو ميشم الاغ جونم نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير... و مي داني که کوير بدون باران زنده است... پس برو بمير این و با احساس بخون...! آتش زدی بر خرمنم.... وای خرمنم وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم.... وای خرمنم.......وای خرمنم........... خوب بسه دیگه میدونم حیوونی الان مدتيه گير كردم بين اين دو ضرب المثل، دارم هنگ ميكنم: بالاخره «جواب ابلهان خاموشي است» يا «سكوت علامت رضاست»؟؟؟
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 16:26 توسط محمد
|
i...l....o....v....e...u
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست.؟
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 13:53 توسط محمد
|
.امان از دل.
عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:58 توسط محمد
|
عشق و دوستی
عشق از دوستي پرسيد:
تفاوت من و تو در چيست؟
دوستي گفت : من ديگران را به سلامي
با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي.
من به دروغي ديگران را از هم جدا
مي كنم تو با مرگ
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 10:22 توسط محمد
|
بی تو تنهایم.تنهای.تنها
تنهایم مرادریاب..........
اگر دیدی نگاه خسته دارم وحس کردی که خیلی بی قرارم
بدان تو با عبور از کوچه در آوردی دمار از روزگارم .................
اگر روزی حس کردی که می خوای گریه کنی منو خبر کن
من قول نمی دهم که تو را شاد کنمولی می توانم با تو گریه کنم
اگر روزی اشتباه کردی تکرار نکن ، اگر تکرار کردی اعتراف نکن ، اگه اعتراف کردی
التماس نکن ، اگهالتماس کردی زندگی نکن ............
دوست دارم.....
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:52 توسط محمد
|
با تمام وجود صدایت می کنم . صدایت می کنم تا نگاهم کنی ، نگاهم کنی تا
چشمان پر از اشکم را ببینی ، اشکهایم را ببینی تا دلت برایم بسوزد ، دلت
بسوزد تا یک لحظه بیشتر کنارم بمانی . آن وقت از ته دل فریاد خواهم زد و به تو
خواهم گفت صادقانه
دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم
آن وقت شاید دیگر هرگز تنهایم نگذار ارام جونم.......
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 18:15 توسط محمد
|
اینم شعرهای بهاره خاانووم.....
با تشكر از بهاره...با شعر هاش
آنقدر از راه رفتن با تو در جاده لذت می برم که می خوام به جای خونه واسه
عشقمون يه عالمه جاده بسازم
روزی به او گفتم: در چشمانم نگاه کن و بگو دوستت دارم.روشو برگردوند و
گفت:خيلی دوستت دارم چند وقت گذشت و به من ثابت شد که اون روز به
من دروغ گفت.او برای هميشه رفت و من فهميدم که زبان عضو
دروغگوئيست ولی چشمها هيچ وقت دوروغ نميگويند
اي کاش سه کلمه غرور، عشق و دروغ وجود نداشت تا آدمها مجبور نمي
شدند به خاطر غرور در مورد عشقشان دروغ بگويند
عشق نمی پرسه تو کی هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله منی . عشق
نمی پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق
نمی پرسه چه کار می کني؟ فقط ميگه: باعث می شی قلب من به ضربان
بيفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با منی .
عشق نمی پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
دست هايم بوي گل مي داد،مرا به جرم چيدن گل گرفتند.اما هيچ کس
نپرسيد شايد من گل کاشته باشم
عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است عــشق گوش دادن
نيست بلکه درک کردن است عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن
اســـت عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن
است/...
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 18:33 توسط محمد
|
میخوام بگم دوست دارم.....اگه باور کنی؟؟
تقدیم به کسی که هنوزم باور نداره دوستش دارم به.....ا
اگه سکوت برا من بهانه بود
براتو دفتر خاطرات کهنه بود
روز هاي تنها بودن بهانه شد
بهانه اي برا ريختن اشک تو شد
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
اگه يه روز تموم بشه اشکه چشام
چي مي خواد به باره از چشام
يادته دعايي کردي تو برام
زير اون گنبد زرد, آقا م رضا(ع)
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
برسم به عشق جاويد خودم
عشق من توي چرا نيستي کنارم
شايد باورش سخته برات
که دوستت داشته باشم خيلي زياد
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
روزي پسري از دريا بودم برات
تنها رفيقدوريهتنهايت
حالا نيستي دختر تنهايشب
چون بودن يا نبودنم نداره فرق
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
ديگه حتي ارزش نداره حرفام
چون ديگه دوستتم نداري, ميدونم
ميدوني چرا برات شعر ميخو نم
ميخونم تا بدوني دوستت دارم.....همين
دوستت دارم
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:31 توسط محمد
|
محبت .............. ناز
يکی محبت می کنه و يکی ناز می کنه ! اونی که ناز می کنه هميشه محبت می بينه اما اونی که محبت می کنه هميشه تنهای تنهاست
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 16:24 توسط محمد
|
حسم...توي گندم زار مزرعمووون
باز٬از یک نگاه گرم تو یافت٬
همه ذرات جان من هیجان!
همه تن بودم ای خدا٬همه تن٬
همه جان گشتم ای خدا ٬ همه جان!
چشم تو – این سیاه افسونکار-
بسته با صد فریب راهم را
جز نگاهت پناهگاهم نیست!
کز تو پنهان کنم نگاهم را .
چشم تو٬چشمه ی شراب من است
هر نفس مست از این شرابم کن
تشنه ام،تشنه ام. شراب، شراب!
می بده ، می بده، خرابم کن.
بی تو در این غروب خلوت و کور
من و یاد تو عالمی داریم.
چشمت آیینه دار اشک من است
شبچراغی و شبنمی داریم .
بال در بال هم پرستوها،
پر کشیده ،به آسمان بلند
همه چون عشق ما،به هم لبخند،
همه چون جان ما،به هم پیوند.
پیش چشمت خطاست شعر قشنگ
چشمت از شعر من قشنگ تر است!
من چه گویم که در پسند اید؟
دل من از این غروب تنگ تر است!
+
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:6 توسط محمد
|